ندای کیانوش را ترانه ی سهراب ساختی PDF Print E-mail
Written by Administrator   
Monday, 21 September 2009

Imageدلم به درد آمده است و، نای گفتنم نیست  از  جورحاکمان غریب تاب ماندنم نیست

من در غربتم و تو در خاک وطن   ماندن اینجا،  دگر مصلحتم نیست

عرق شرم را، در جبین چه کنم   که راه پس نمانده است و راه پیش نیست

هم رهان ما همه پرپر شدند و رفتند

ای اشک بس است دگر، وقت ماتمت نیست

آدم فروشی که بفروخت مرا بهر نان و نام

«استادیست» در نیرنگ و ریا، که ابلیس نیست

ندای کیانوش را ترانه ی سهراب ساختی

هاله ی ظلم و جور، وقت ماندنت نیست

بر دامن مام میهن ریخت خون فرزندان او

آنکه کشت برادرم را هم وطنم نیست

«هومت» در حسرت روزیست که این فقیه قبیه

به لشکری پیوندد که دگر هیچ اثرش نیست

 

یوسف کریمی (هومت)

www.perdivar.com

 
< Prev   Next >